خوشا «ذی*الحجه» روز عید قربان / شروع داستان عشق و ایمان
خواهی که تو را کعبه کند استقبال / مایی و منی را به منا قربان کن . . .
..........................................................
عید قربان، یعنى فدا کردن همه «عزیزها»
در آستان «عزیزترین»، و گذشتن از همه وابستگى ها به عشق مهربان ترین . . .
..........................................................
عید قربان، عید ذبح میوه ی دل ابراهیم و ایثار سبز اسماعیل
عید بر آمدن انسانی نو از خویشتن خویش، عید رهیدگی از اسارت نفس
عید لبیک به دعوت حق بر شما مبارک . . .
..........................................................
آنگاه که ابراهیم، اسماعیل را به قربانگاه عشق برد
این ذات اقدس الهی بود که جلوه گر شد.
این عشق آموختنی است
عید سعید قربان مبارک . . .
این دو سه روز رو رژیم بگیر تا لاغر شی که انتخابت نکنن! اینو به بقیه گله هم بگو.
عید قربان پیشاپیش مبارک
..........................................................
عید قربان نزدیکه، این جماعت براشون گاو و گوسفند فرقی نمی کنه… نگرانتم!
..........................................................
این روزا خیلی مواظب خودت باش… جونت در خطره… ممکنه سرتو ببرن…
این اس ام اس رو برای گوسفند های دیگه هم بفرست.
پیشاپیش عید قربان مبارک
..........................................................
عید قربان نزدیک است تا می تونی علف بخور قیمتت بره بالا
..........................................................
عید قربون پارسال که در رفتی امسال چیکار می خوای بکنی؟
..........................................................
تا حالا فكركردي اگرخدابه حضرت ابراهيم امر مي كرد به جاي پسرش زنشو قرباني كنه اين مراسم هرسال باچه شكوهي تكرار می شد؟
..........................................................
از امروز ، ۲ روز دیگه بیشتر زنده نیستی ، از فرصتی که داری لذت ببر گوسفند جون ، پیشاپیش فرا رسیدن عید قربان رو بهت تسلیت می گم .
روزی روزگاری در روستایی در هند؛ مردی به روستاییها اعلام کرد که برای خرید هر میمون 20 دلار به آنها پول خواهد داد. روستاییها هم که دیدند اطرافشان پر است از میمون؛ به جنگل رفتند و شروع به گرفتنشان کردند و مرد هم هزاران میمون به قیمت 20 دلار از آنها خرید ولی با کم شدن تعداد میمونها روستاییها دست از تلاش کشیدند. به همین خاطر مرد اینبار پیشنهاد داد برای هر میمون به آنها 40 دلار خواهد پرداخت. با این شرایط روستاییها فعالیت خود را از سر گرفتند. پس از مدتی موجودی باز هم کمتر و کمتر شد تا روستاییان دست از کار کشیدند و برای کشاورزی سراغ کشتزارهایشان رفتند.
این بار پیشنهاد به 45 دلار رسید و...
در نتیجه تعداد میمونها آنقدر کم شد که به سختی میشد میمونی برای گرفتن پیدا کرد. اینبار نیز مرد تاجر ادعا کرد که برای خرید هر میمون60 دلار خواهد داد ولی چون برای کاری باید به شهر میرفت کارها را به شاگردش محول کرد تا از طرف او میمونها را بخرد.
در غیاب تاجر، شاگرد به روستاییها گفت: «این همه میمون در قفس را ببینید! من آنها را به 50 دلار به شما خواهم فروخت تا شما پس از بازگشت مرد آنها را به60 دلار به او بفروشید.» روستاییها که [احتمالا مثل شما] وسوسه شده بودند پولهایشان را روی هم گذاشتند و تمام میمونها را خریدند... البته از آن به بعد دیگر کسی مرد تاجر و شاگردش را ندید تنها روستایی ها ماندند و یک دنیا میمون!!!!
تعمير و نگهداري از كاخ سفيد بصورت يك مناقصه مطرح شد.
يك پيمانكار آمريكايي، يك مكزيكي و يك ايراني در اين مناقصه شركت كردند.
پيمانكار آمريكايي پس از بازديد محل و بررسي هزينه ها مبلغ پيشنهادي خود
را ۹۰۰ دلار اعلام كرد.
مسؤل كاخ سفيد دليل قيمت گذاري اش را پرسيد و وي در پاسخ گفت:
۴۰۰ دلار بابت تهيه مواد اوليه + ۴۰۰ دلار بابت هزينه هاي كارگران و… ۱۰۰ دلار استفاده بنده.
..
پيمانكار مكزيكي هم پس از بازديد محل و بررسي هزينه ها مبلغ پيشنهادي خود
را ۷۰۰ دلار اعلام كرد.
۳۰۰ دلار بابت تهيه مواد اوليه + ۳۰۰ دلار بابت هزينه هاي كارگران و… +۱۰۰ دلار استفاده بنده.
..
..
اما نوبت به پيمانكار ايراني كه رسيد بدون محاسبه و بازديد از محل به سمت
مسؤل كاح سفيد رفت و در گوشش گفت: قيمت پيشنهادي من ۲۷۰۰ دلار است!!!
مسؤل كاخ سفيد با عصبانيت گفت: تو ديوانه شدي، چرا ۲۷۰۰ دلار؟!!!!!
پيمانكار ايراني در كمال خونسردي در گوشش گفت:
..
آرام باش…
۱۰۰۰ دلار براي تو…… و۱۰۰۰ براي من ……. و انجام كار هم با
پيمانكار مكزيكي.
و پيمانكار ايراني در مناقصه پيروز شد !!!
چند سال و چند عید باید از عمر تو بگذره تا آدم بشی !؟ یک سال از عمرت گذشت، ولی باز تو همونی که بودی ! فرشته دوست داشتنی بهارمبارک
..........................................................
فرا رسیدن سال 14089 اهورایی 7032 میترایی آریایی 6760 آشوری 3748 زرتشتی 2569 شاهنشاهی و 1389 خورشیدی تبریک میگم
..........................................................
سال نو با هفت سین خودمون (کامپیوتری ها)
سی دی
سی پی یو
سی دی رام
سکتور
سوییچ
سیماس
سلامتی بچه های کامپیوتر
..........................................................
الهی همیشه برقرار باشی مثل سیسکو ، استوار مثل لینوکس ،زیبا مثل ویستا ،محبوب مثل گوگل
و موفق مثل eBay بهار 1389 مبارک باد
..........................................................
بر سر سفره احساس اگر جایی بود ، سخن ساده مارا جا دهید ، عید نوروز مبارک
..........................................................
عید را بهانه کنیم تا به همه کسانی که به یادشان هستیم سلامی بکنیم
..........................................................
#include
{
For ( int i=1 ; i<=1389; i++)
Cout<< "Happy new year"< }
خوبید بچه ها
سال نو رو به همتون تبریک میگم و امیدوارم سال خوبی رو داشته باشید.
اولین جک ۱۳۸۹
آذری زبان های عزیز کشور سال « همت مضاعف کار مضاعف » را مخفف کردند و آن را سال تراختور نامیدند.
یه اصفهانی تو خواب میبینه به فقیر 1000 تومان داده وقتی بلند میشه میگه :: اجب كابوسی بود
..........................................................
اصفهانیه داشته نوار روضه گوش میداده میزنه آخر نوار ببینه شام ميدن یا نه
..........................................................
يه روز چند تا رفيق ميخواستن برن گردش ، تهرانيه ميگه ماشينش با من ، رشتی ميگه نهارش هم با من ، شيرازيه هم ميگه تخمه و چای هم با من ، اصفهانيه ميگه پس حالا که همتون يه چيز ميارين منم داداشم را ميارم
..........................................................
یه روز یه اصفهانیه یه سکه 25 تومانی دستشه و داشته از زیر دستش عرق میچکیده بس که این 25 تومانی رو محکم گرفته بوده , رو به دستش میکنه میگه تا 10 روز دیگه هم گریه کنی خرجت نمیکنم!!
..........................................................
یه روز یه اصفهانی و یه تهرانی و یه سنندجی یه غذا خوب (بریانی ) پیدا می کنند و با هم شرط می بندند که هر کی شب بهترین خواب را ببیند غذا تحویل ان داده می شود شب میخوابند و صبح بیدار می شوند تهران می گد من دیشب خواب دیدم ملکه ونیز شده ام سنندجیه می گد من خواب دیدم تمام جهان در دست من است اصفانیه می گد برای هم خالی نبندید من دیشب که شما خواب بودید غذا را خوردم
..........................................................
اصفهانیه وسط مسابقه رالی مسافر می زنه
..........................................................
یه بار مورچه ها به خونه یه اصفهانیه حمله می کنند . بعد چند روز از گشنگی می میرند
..........................................................
یه نفر با یه اصفهانی دست به یقه میشه.اصفهانی بجای عمل متقابل التماس کنان میگه آقا شوما را به خدا یقمو ول کونین آ گوشمو بیگیرین.آخه یقم پاره میشد
..........................................................
به اصفهانیه می گن بچت رکورد المپیک رو شکونده می گه غلط کردس من که یه ریالم پول نمی دم